مولف ناشناخته
132
تاريخ شاهى ( فارسى )
و مملو آكنده ، چون سرهاى آن مىگشادند و در محل عرض مىنهادند ، جامه - هايى بود همه ابريشم و كتان بر طبقات و درجات مختلف - بعضى عالىتر و رفيعتر و بعضى نازكتر و وضيعتر - از همه جنس شعار و دثار و زير و زبر تابستانى و زمستانى ، ربيعى و خريفى ، بعضى چنانچه در سور و سرور پوشند و بعضى از آنكه در شيون [ 253 ] و ماتم به كار دارند و همه بر آيين و ترتيب آن ، و به قرينه و قياس معلوم مىگشت كه خداوند تركان - انار اللّه برهانها و تقبل احسانها - آنها را جهت درويشان و تنگدستان از اهل بيوتات و مستورانى كه حال فقر و فاقهء خود بر خلق كشف نتوانند كرد - و ايشان را سرپوشيدگان رسيده در خانهء عزوبت مانده باشد و مجال ايشان بدان وفا نكند كه تجهيز ايشان بدين ترتيب بسازند . كس بفرموده بود كه آن جامهها ترتيب داده بودند و آماده داشته تا به وقت حاجت بديشان فرستد . و حقيقت حال و خلاصهء مقال آن است و تواريخ قدما و پيشينگان بدان ناطق و بدين دعوى شاهد صادق كه هيچ پادشاه را در هيچ مقام و بنگاه - از عهد مبارك اسلام باز ، چه از امراى تابعين و تبع تابعين - كه ملوك عرباند - و چه از ملوك عجم چون آل طاهر و صفاريان و ملوك آل سامان ، و آل ناصر الدين و سلاطين آل سلجوق [ 254 ] و ملوك خوارزم و پادشاهان مغول - كه اين زمان بر سر حكم و جهاندارى متمكنند - چنين اهليتى و خانهدارى و غمخوارى و خليفه و حليله و قايممقامى و نايبمنابى نبوده است . چه در حال حيات به راحت و عنا و شدت و رخا و سفر و حضر و خوف و خطر طريق موافقت - بىاكراه و اجبار - به تقديم رساند و به لطف استيناس و سبب دواء آلام و خلاء احزان او گردد ، و همواره به دفع هموم و رفع غموم جفت خود روزگار گذراند ، و بعد از ممات به كارسازى دار اخرى او از خيرات و مبرات و انعامات و صدقات برين گونه و بدين پايه قيام نمايد ، و در امور ملك و دولت آيين نكوكارى و رسم وفادارى بر جادهء دين و سنت بهجاى آورد ، و فرزندان عزيز